|
زايشِ مان ، انسانيتِ مان ؛ و نه اصل و نسبِ مان ! |
||
|
نشرِ ديگران روز شد : vendredi, 06. juin 2008 |
||
| نشرِ ديگران 1 2 3 | ||
|
102 نوشته هائی در بارهء زنده گی، آثار، در مقام؛ در نقد از نوشته ها و زنده گی اش و درتمجيدها، در به "عرش" رساندن ها و تمسخرها و تکفيرها ... )4( با اين نوشته ها : اهميت فريدون آدميت در حوزه تاريخ و فلسفه سياسي ۳۰ سال انتظار براي چاپ كتابي از فريدون آدميت خبرگزاري مهر : فريدون آدميت به تاريخ پيوست عبدالرحيم تبريزي، پيشگام سادهسازي و گسترش دانش تکه هائی از نوشته های ِ آدميت
خبرگزاری ايرانويچ اهميت فريدون آدميت در حوزه تاريخ و فلسفه سياسي آرش رحماني فريدون آدميت از معدود شخصيت هاي تاريخ نگار صد سال اخير مي باشد كه با درك درست اصول تاريخ نويسي و با آشنايي كامل با فلسفه تاريخ به روشن شدن نكات مبهم ولي بسيار موثر در تاريخ معاصر ايران كمك شاياني نموده است .بعد از مرحوم شادروان احمدكسروي او بدون شك بهترين آثار را در مورد تاريخ مشروطه ايران و از آن مهمتر دلايل شكل گيري آن و مباني فكري كه با تاثير گذاري خود منجر به اين اتفاق بسيار مهم تاريخ معاصر ايران شدند پرداخته است. كتابهاي او هر كدام از نظر هاي متفاوتي بسيار ارزشمند هستند..در كتاب امير كبير و ايران و خود با بررسي زواياي مهمي از زندگي اميركبير او را با تمام نقاط قوت و ضعف به تصوير كشيده است . اشتباهات او را به خوبي براي خواننده بازگو مي كند و البته خدمات بسيار زياد و ارزنده او را به ايران بازگو مي كند و اين همان نقطه قوت اوست كه دركمال دقت به صورت علمي تمام نكات را براي خواننده خود بازگو مي نمايد.او بدون پيش ذهن هاي عجيب و غريب برخي از روشنفكران كه مغرضانه تاريخ را به تصوير مي كشيدند با مسائل بر خورد مي نمود.هيچگاه چون علي شريعتي با تاريخ ايران برخورد ننمود، كشفيات ذهني خود را كه بر واقعيت تحمیل ننمود . كافي است ايدئولوژي مشروطيت او را با اشتباهات مكرر آل احمد در غربزدگي مقايسه نماييد.اما همه اين موارد بدون شجاعت امكان پذير نبوده است . بررسي انديشه هاي فتحعلي آخوند زاده هر چند به صورت نقد انديشه هاي آخوند زاده نوشته و چاپ شد اما عمق اندیشه نسل اول روشنفكران تاريخ معاصر ايران را جامعه نشان داد .نوشته های آخوند زاده كه پس از گذشت نزديك به 120 سال هنوز كتابهايش مجوز چاپ نيافته مهمترين انديشمند حوزه فلسفه سياسي زمان مشروطيت است . بسياري از روشنفكران سکولار ولائيك از نوشته هاي او مدد جستند تا بتوانند با استدلال هاي محكمي در مقابل مذهبيون و روشنفكران مذهبي بايستند . او بود كه بار ديگر آخوندزاده و طالبوف تبريزي و كرماني را براي ايرانيان زنده كرد. و آنهم در زماني كه متحجرانه ترين خوانش تاريخ از طرف روشنفكران ديني چون علي شريعتي و جلال آل احمد بيان مي گرديد و همان شد كه به دستور دربار و فشار البته روشنفكران مذهبي درباري جلوي چاپ مجدد آثار به راستي درخشان اين بزرگمرد گرفته شد . و البته براي نويسنده و محقق اجازه چاپ ندادن چون انداختن ماهي در خشكي است چگونه بود كه بيان و حتي نقد انديشه هاي آخوندزاده براي بسياري از به اصطلاح روشنفكران مذهبي قابل تحمل نبود .او به مانند شادروان احمد كسروي آن گاه كه قلم در دست مي گرفت تمام علايق و دلبستگي هاي خود را به افراد به كناري مي نهاد و با ديد نقد گونه خود چيزي جزء آنچه مي پنداشت كه حقيقت بوده است ننوشت .آن گاه كه در وزارت امور خارجه بود چون هر سرباز دلير ايران زمين به دفاع از حقوق ايرانيان بر خواست و هزينه آن را در جريان جدايي بحرين از ايران پرداخت .پس از انقلاب در حق او بدترين كار ممكن را نمودند حقوق بازنشستگي كه حق مسلم هر بازنشسته است كه در زمان كار از او كم گرديده تا در زمان بعد از كار به او پرداخت گردد را قطع كردند تا شايد او را از تلاش و تحقيق منصرف كنند و البته و صد البته كه نمي دانستند او با اين تهديد ها و فشار ها هيچگاه از اين كار ارزشمند جاودانه دست بر نمي دارد او نمونه كامل روشنفكر ملي سكولار بود. از نوشته هايش بر مي آيد كه بدون شك با فلسفه و همچنين فلسفه تاريخ آشنايي كامل داشته است . نه به دنبال پيشگويي هاي آنچناني چون ماركسيتها بود و نه چون هگل هر چه مي خواست از تاريخ و ديالکتيك بيرون مي كشيد فقط چونان ناظر بي طرفي سعي در بيان حقيقت و بازشناسي گذشته افتخار آفرين روشنفكران نسل اول و دوم ايران داشت . شديد او خطر و آفت روشنفكري نسل سوم را كه شريعتي و آل احمد به بيش مي بردند مي ديد . سالها جلوتر از ديگران و به همين دليل در پي بازگرداندن و شناساندن بزرگان روشنفكري اصيل ايران به ايرانيان بود. او چه غريبانه زيست و مرد . و البته چون بسياري ديگر كه عشق به ايران آنها را از لحظه اي كوشش در راه اعتلاي اين آب و خاك غافل ننمود در تنهايي حقيقت زيست و جان داد . يادش گرامي باد هر چند كه آثارش او را جاودانه نگاه خواهد داشت . ۱۸/۱/۱۳۸۷
۳۰ سال انتظار براي چاپ كتابي از فريدون آدميت چهارشنبه 03 اکتبر 2007 - 11 مهر 1386 ۳۰ سال انتظار براي چاپ كتابي از فريدون آدميت از اول هفته دو كتاب از فريدون آدميت بر پيشخوان كتابفروشي هاي ايران ديده مي شود كه يكي از آن ها درست پس از ۳۰ سال انتظار به چاپ رسيده است. " اميركبير و ايران" و "انديشه ترقي و حكومت قانون عصر سپهسالار" دو كتابي است كه پس از سال ها منتشر مي شود و نام فريدون آدميت را بر روي جلد دارد.
"انديشه ترقي و حكومت قانون عصر سپهسالار" نخستين بار در سال ۱۳۵۱ و سپس ۱۳۵۶ منتشر شد و از آن پس امكان انتشار نيافت تا اين كه در دوره جديد فعاليت هاي نشر خوارزمي، مرحوم علي رضا حيدري مدير اين نشرتوانست رضات وزارت ارشاد را براي چاپ اين كتاب بگيرد و آن را راهي چاپخانه كند، اما خود پيش از اين كه كتاب را بر پيشخوان كتابفروشي ها ببيند، زندگي را بدرود گفت. فريدون آدميت كه اكنون در تهران سال هاي پيري را مي گذراند و انزوا گزيده است، برجسته ترين مورخ دوره جديد ايران است و كتاب هايش هنوز پس از گذشت سال هاي زياد از سال تاليف و انتشارشان بي بديل مانده است.
او محقق و نويسنده اي پيگير بود كه با سماجت سال هاي بسياري از عمرش را صرف روشن كردن زواياي تاريك ۵۰ سال از تاريخ ايران كرد. آثار او دوره زماني ميان جنبش تنباكو (۱۲۶۹ ش) تا استبداد صغير (۱۲۹۰ ش) را شامل مي شود. "ايدئولوژي نهضت مشروطه ايران"، "فكر دموكراسي اجتماعي در نهضت مشروطيت ايران"، "فكر آزادي و مقدمه نهضت مشروطيت ايران"، "انديشه هاي ميرزا فتحعلي آخوند زاده"، "انديشه هاي طلبوف"، "انديشه هاي ميرزا آقاخان كرماني"، "آشفتگي در فكر تاريخي" و "انحطاط تاريخ نگاري در ايران" نمونه هايي از آثار اوست كه برخي از موضوع هاي مطرح شده در اين كتاب ها براي اولين بار توسط او مطرح شده اند. "انديشه ترقي و حكومت قانون عصر سپهسالار" يكي از مهم ترين كتاب هاي فريدون آدميت است كه در آن عصر سپهسالار مورد بررسي قرار مي گيرد، اما به شيوه معمول كتاب هاي ديگر آدميت، اين كتاب تنها وقايع نگاري آن دوران نيست، بلكه اثري تحليلي و انتقادي است و در آن بيش از اين كه رويدادهاي سياسي ملاك و معيار باشند، مفاهيم مورد نظر بوده اند و مفاهيم از خلال رويدادهاي سياسي مورد بررسي قرار گرفته اند. انتشار دو كتاب "اميركبير و ايران" و "انديشه ترقي و حكومت قانون عصر سپهسالار" در كنار هم، كاري در خور توجه است. اگر عباس ميرزا شاهزاده ناكام را نخستين اصلاح طلب درون حكومتي در دوره قاجار بدانيم، بعد از او اميركبير مهم ترين و شايد بزرگ ترين اصلاح طلب آن دوره است. اقدامات اصلاح طلبانه او اگر چه بري از خطا و حتي خودخواهي هاي انساني نبود، اما آن قدر مهم بود كه شاهزادگان و درباريان را چندان نگران كرد كه كمر به قتل او بستند. قتل اميركبير، به توقف اصلاحات درون حكومتي انجاميد و زمينه را براي استبداد ناصرالدين شاهي فراهم كرد و سال ها كسي جسارت سخن گفتن از اصلاح امور را نزد ناصرالدين شاه نداشت تا نوبت به سهسالار رسيد.
با اين همه نبايد گمان كنيم كه فريدون آدميت در اين كتاب چنان كه در كتاب "اميركبير و ايران" به زندگي و انديشه و اقدامات امير پرداخته، به زندگي و انديشه و اقدامات سپسهالار پرداخته باشد.
سپسهالار با اين كه يكي از اصلاح طلبان مهم دوره قاجار است كه براي نخستين بار بحث احداث راه آهن را به عنوان يكي نشانه هاي ترقي مطرح كرد و شاه را راضي كرد تا به سفر فرنگ برود تا راه و رسم حكومت داري جديدي را بياموزد، اما موضوع اصلي كتاب آدميت نيست.
در اين كتاب عصر سپسهالار مورد توجه است، هر چند نقش او در برخي از پيشرفت هاي اين دوره غير قابل انكار است و آدميت نيز به آن ها اشاره مي كند. اين دو كتاب در كنار هم دو مقطع مهم از تاريخ جديد ايران را بررسي مي كند كه نتايج آن براي ايرانيان مي تواند بسيار عبرت آموز باشد. در واقع "انديشه ترقي و حكومت قانون عصر سپهسالار" كتابي است در ادامه "اميركبير و ايران" كه خوشبختانه اكنون هر دو كتاب با هم در دسترس است.
فريدون آدميت به تاريخ پيوست خبرگزاري مهر فريدون آدميت، پدر تاريخ نگاري ايران و مورخ برجسته مشروطيت ايران، بعد از تحمل يک دوره بيماري، ساعت 15 ديروز (10 فروردين) در بيمارستان تهران کلينيک و در سن 87 سالگي درگذشت. آدميت متولد 1299 شمسي در تهران بود. وي در سال 1321 در رشته حقوق و علوم سياسي فارغ التحصيل شد. پايان نامه او درباره زندگي و اقدامات سياسي ميرزا تقي خان اميرکبير و با عنوان "اميرکبير و ايران؛ پاورقي از تاريخ ايران" بود. آدميت در حالي که دانشجوي دانشکده حقوق بود در سال 1319 به استخدام وزارت امور خارجه درآمد تا ضمن کار، تحصيلات خود را در خارج از کشور تکميل کند. او در فعاليت اجرايي نخستين تجربه خود را در سمت دبير سفارت ايران در لندن پشت سر گذاشت. وي در کنار ماموريت اداري، وارد دانشکده علوم سيالسي و اقتصاد لندن شد و بعد از پنج سال تحصيل در رشته تاريخ سياسي و فلسفه سياسي در سال 1941 به درجه دکتري دست يافت. آدميت سپس در سال 1330 در مأموريت نمايندگي ايران در سازمان ملل متحد و سپس وزير مختاري در همان جا تعيين شد. اين ماموريت تا سال 1338 ادامه داشت و وي در اين سالها (1955) دومين اثر خود را با عنوان "جزاير بحرين: تحقيق در تاريخ ديپلماسي و حقوق بين الملل" به زبان انگليسي در نيويورک منتشر کرد. شرکت در چندين کنفرانس و انجام وظيفه در مقام داور بين الملل در ديوان دائمي حکميت لاهه از فعاليتهاي ديگر فريدون آدميت در طي ماموريت خود بود که تا سال 1359 شمسي به طول کشيد. فريدون آدميت از سال 1344 تمام وقت خود را صرف مطالعه و تحقيق در عصر مشروطيت کرد و در طي بيش از 20 سال فعاليت، منورالفکران عصر مشروطه و مهم ترين حوادث سياسي اجتماعي دوران آغازين تاريخ ايران مدرن را در بيش از 25 عنوان کتاب و مقاله تاليف و منتشر کرد. شناخت جنبش مشروطيت و شرايط اجتماعي و فرهنگي ايران در سرآغاز آشنايي با دنياي مدرن، محور عمده آثار او بوده است. پرسش فلسفي از چيستي مشروطه و کاوش تاريخي از انديشه ها و افکار مدرنهاي ايران دو محور اصلي در تحقيقات آدميت است که با پيروي از اصول تاريخ نگاري علمي و مدرن، شرايط مواجهه اوليه ايران را با مدرنيته در متون تحقيقي به ثبت رسانده است. "فکر آزادي و مقدمه نهضت مشروطيت"، "انديشه هاي ميرزا آقاخان کرماني"، "انديشه هاي ميرزا فتحعلي آخوندزاده"، "انديشه هاي طالبوف تبريزي"، "انديشه ترقي و حکومت قانون"، "فکر دموکراسي اجتماعي در نهضت مشروطيت ايران"، "ايدئولوژي نهضت مشروطيت ايران" و "اميرکبير و ايران" از جمله آثار آدميت است. ماهنامه زمانه :مهمترين آثار فريدون آدميت كه تقريبا تمام آنها در حوزه تاريخ معاصر ايران ميباشند عبارتند از: ۱- انديشه ترقي و حكومت قانون در عصر سپهسالار ۲- ايدئولوژي نهضت مشروطيت ايران ۳- اميركبير و ايران ۴- شورش بر امتيازنامه رژي ۵- فكر دموكراسي اجتماعي در نهضت مشروطيت ايران ۶- فكر آزادي و مقدمه نهضت مشروطيت ايران ۷- انديشههاي ميرزا فتحعلي آخوند زاده ۸- انديشههاي طالبوف ۹- انديشههاي ميرزا آقاخان كرماني ۱۰- مجموعه مقالات تاريخي ۱۱- آشفتگي در فكر تاريخي ۱۲- افكار سياسي و اجتماعي اقتصادي در آثار منتشر نشده دوران قاجار ۱۳- عقايد و آراء شيخ فضل الله نوري ۱۴- انحطاط تاريخ نگاري در ايران. ●آدميت و تاريخ نگاري معاصر آدميت از منظر خود در تحقيقاتش، سه هدف اصلي را دنبال ميكند؛ نخست اين كه ميكوشد مقام حقيقي انديشهورزان ايران را از زمان مشروطيت باز شناسد و تاثير هر يك را در تحول فكري جديد و تكوين ايدئولوژي نهضت ملي مشروطيت مشخص نمايند. دوم؛ تفكر تاريخي و تكنيك تاريخ نگاري نو در ايران را ترقي دهد و سوم اينكه نوآموزان بدانند در اين مرز و بوم هميشه مردمي هوشمند و آزادخو وجود داشتهاند كه صاحب انديشه بلند بوده و به پستي تن در نداده، از حطام دني دنيوي دست شستند و روحشان را به اربابان خودسر و ناپرهيز نفروختند. روش تحقيق آدميت- به گفته خود- در نوشتهها و كتابهاي تاريخي«آن شيوه آزموده در پژوهشهاي تاريخي است كه از ديدگاه متفكران تاريخ و صاحبنظران دانش سياسي و اجتماعي، ممتاز شمرده شده و مورد اعتبار است»۶ كه ميتوان از آن به عنوان تاريخنگاري تحليلي- انتقادي نام برد. نوشتههاي آدميت در تاريخ افكار اجتماعي و سياسي معاصر ايران جنبههاي مشخصي دارد كه مهمترين آنها عبارتند از: ▪بررسي انديشههاي متفكران اجتماعي: آدميت به شخصيت فردي و تاثير آن در عقايد و آراي نويسندگان اجتماعي پرداخته و نگرش كلي و سرچشمه افكار آنان را بررسي كرده است. وي«تحول اين افكار را در گذشت زمان و خاصه، رابطه افكار با مسائل اجتماعي و سياسي زمانه» را مورد توجه ويژه قرار داده است. گزينش و پردازش شخصيتهاي مورد بحث در اين نوشتهها، تا حدودي ريشههاي فكري و دغدغههاي نويسنده را مشخص ميكند. از شگردهاي آدميت اين است كه در بررسي و تحليل زندگي و انديشههاي روشنفكران غربگراي مطرح ايران، به احيا و ترويج مجدد افكار انحرافي آنان با تلفيق و تركيب نوين و ماهرانه خويش و با شيوهاي موفق، پرداخته است. البته سبك آدميت در تك نگاريهاي تاريخي، هرچند داراي ايرادهاي فراواني مي باشد، اما بايد پذيرفت كه تا حدودي از مرز كليشههاي موجود تاريخ نگاري عبور كرده است. ▪شناساندن شيوه تفكر كلي متفكران: آدميت به گفته خودش سعي دارد تا«تركيبي كلي از رگههاي مشترك عقايد متفكران و نويسندگان اجتماعي را به دست دهد؛ آنان كه ترجمان جريانهاي فكري جديد بودند و به طرد ابهامات ذهني و تاريك انديشي برخاستند.» تاكيد وي بر اين است كه «انديشهها در عين اينكه آفريده ذهن آدمي هستند، زاده جامعه ميباشند. گرچه عامل تبادل افكار در سرتاسر جوامع مشرق زمين، تماس با مغرب بوده است(يعني انديشههاي جديد از درون اين جوامع برنخاسته اند)، اما تحول جامعهها تحت تاثير همان افكار، انكارناپذير است.» ▪شناسايي تحول فكر سياسي درون نظام كهن: وي در مقدمه كتاب انديشههاي طالبوف تبريزي مينويسد:«سير تحول فكر سياسي را درون نظام حاكم شناساندم؛ نظامي كه تحت تاثير فشار حوادث، شكستهاي نظامي و سياسي، ناتواني اقتصادي در برابر تعرض و سلطه مغرب زمين، گرفتار بحران گشت و هستياش از درون مورد تهديد قرار گرفت؛ بحراني كه در نوشتههاي اهل دولت و حتي عاملان محافظه كار آن نيك جلوه ميكند و بخش بسيار مهمي از مدونات انتقاد اجتماعي و سياسي را ميسازد.» ▪تبيين تعارض تعلق اجتماعي جديد با بنيادهاي سياسي كهن: «در جهت چهارم: همان اندازه به تحليل نظري از فلسفه سياسي مشروطهگري پرداختم كه خواستم تعارض تعلق اجتماعي جديد را با بنيادهاي سياسي كهن، در جامعه متحول باز نمايم، اما كار مورخ فلسفي به اينجا پايان نمييابد. پس از غور و بررسي همه آن جهات مختلف، بايد تركيب منسجمي از مجموع آن عقايد و آرا و جريانهاي فكري به دست بدهد، اگر از اصل انسجام پذير باشند.» ▪بررسي و تحليل جريانهاي غير ديني در ايران: غالب نوشتههاي آدميت در زمينه انديشههاي غير ديني، از سري نوشتههاي دست اول ميباشند. وي عموما مطالب تازه و جديدي را در اين مورد با ادبياتي نسبتا خوب عنوان كرده است. از آنجاكه آدميت خود را«فيلسوف تاريخ» قلمداد ميكند، نوشتههاي او تحليلي و نوعا انتقادي ميباشند. او ميكوشد در اين تحليل و انتقاد، انديشه ديني را در جامعه، ناكارآمد جلوه دهد. هرچند آدميت به طور شفاف در مباحث خود به تفكيك ميان انديشههاي ديني و غير ديني نپرداخته است، ولي با گزينش افراد و گروههاي سكولار و نقد جدي جبهه مقابل در انديشه و عملكرد، اين تفكيك را در خلال مباحث خود ميپذيرد. از اين رو، وي با پرداختن به انجمنهايي كه بيرون از ايران، ساماندهي و اداره ميشدند، اين رويه را دنبال ميكند. بي شك جريانها، انجمنها و كميتههايي كه آدميت در خلال كتابهاي خود به آنها پرداخته است، از جمله تاثيرگذاران در جناح سكولار مشروطه به شمار مي آيند كه عمده انحراف و انحطاط مشروطه نيز از ناحيه اين گروهها در اين نهضت به وجود آمد. هنگامي كه علما- به هر دليل- از رهبري مشروطه كنار زده ميشوند، اين انجمنها و گروهاي غير ديني هستند كه نبض انقلاب را به دست گرفته و آن را در مدت زمان كوتاهي به ديكتاتوري رضاخان تبديل ميكنند. بيترديد موثرترين گروه در روي كار آمدن رضاخان در داخل ايران، گردانندگان سكولار مشروطه بودهاند. آدميت با تاريخنگاري انتقادي خود، هر آنچه را كه مبتني بر سنتها است مورد نقد قرار ميدهد. وي حركتهاي مذهبي به رهبري روحانيون را، حركتهايي ارتجاعي ميداند كه دوام نمييابد؛ مگر آنكه قواعد آن بر اساس قوانين موضوعه بشري موجود در جهان، پايهگذاري شود. ج: رهيافتي بر انديشه سياسي فريدون آدميت از دو راه ميتوان انديشه سياسي فريدون آدميت را بررسي نمود: نخست از طريق گزينشهايي كه آدميت به آن مبادرت ورزيده است. آدميت از تمام رويدادها و انديشههاي معاصر تاريخ ايران، افكار پيشتازان فكري سكولار نهضت مشروطه را برگزيده است و اين نشان دهنده نوعي همگرايي وي با بينش غير ديني و خردگرايي صرفِ متفكران آن دوره ميباشد. معمولا هر مورخي در انتخاب مطالب مورد مطالعه خود، تحت تاثير علايق، اعتقادات و ارزشهاي خويش قرار ميگيرد و اين مولفهها بر نظر او در مورد اهميت مطالب اثر ميگذارد. دومين راه بررسي انديشه سياسي آدميت با مطالعه اظهار نظرهاي وي در متن آثار تاريخي او ممكن خواهد بود. آدميت بر اين انديشه تكيه ميكند كه مشرق زمين بايد دنباله رو غرب باشد. وي معتقد است تفكرات دموكراتيك مغرب زمين، امري است كه مشرقيان بايد از آن پيروي كنند و در اين توصيه هيچ تمايزي بين حوزههاي متفاوت اجتماعي، اقتصادي، سياسي و اخلاقي نميبيند. به نظر آدميت، بنيادهاي مدني غرب، ارزندهترين مظاهر و متعلقات مدنيت انساني را ميسازد و از اين رو بايد از آن اقتباس نمود. در پيوند با اين مساله، آدميت كساني را كه شعار بازگشت به خويشتن را مطرح ميكنند، شديدا مورد انتقاد قرار داده و تاكيد ميكند كه شرق، چيزي جز طاعون «استبداد آسيايي» ندارد و هرچه در قلمروي حكمتٍ سياسي عقلي و مترقي است، حاصل انديشه و تجربه مغرب زمين ميباشد. «مگر آن مرد غربي، مغز خر خورده كه بر تعقّل اجتماعي خويش كه از فرهنگ دوهزار و پانصد ساله اش سيراب گشته تا به دموكراتيسم و سوسياليسم امروزه اش رسيده، يكباره خط بطلان بكشد و به خاطر دوستداران هنر بدويت و شيفتگان موسيقي جنون آميز جاز به سياست عصر توحش آفريقايي يا آسيايي روي آورد.» در ارتباط با نحوه تعامل با دنياي غرب، ديدگاههاي متعددي بيان شده است كه به دو ديدگاه اشاره ميكنيم: عدهاي با نفي هويت ملي و تاريخي شرقيان، معتقد هستند بايد د |