|
زايشِ مان ، انسانيتِ مان ؛ و نه اصل و نسبِ مان ! |
||
|
روز شد : lundi, 04. août 2008 |
||
|
از
مبارزهء جاری تا مبارزهء توده ای
[نوشته
ای مشترک فريدون با "کسی ديگر"
|
توضيحا بگويم : قصدِ من ، نشرِ نوشته هايِ فريدون است و نه « تبليغ » برايِ اين و آن سازمان و تشکيلاتي - که سالهايِ سالست که وجودِ خارجي ندارند و گناهِ من نيست که نوشته هايِ فريدون در اين نشريات آمده اند ؛ او به راهِ خود مي رفت و منهم به راهِ خودم و هميشه و در همهء موارد با هم موافق نبوديم . به نظرم ، هنوز هم ، امروز ، خواندنِ نوشته هايش عبرت انگيزست و قابلِ استفاده . آراد (م.) ايل بيگي |
|
"احکام اسلام"
يا تلاش برای استحکام حکومت آخوندی
"بندج" ريسمان ِ
پوسيده برای ِ بندبازی ِ جديد
|
|
|
"بيانيهء
الجزاير" : سند پرداخت وجوه شرعيه به امپرياليسم امريکا !
|
|
فدائيان اسلام
/
تقلب در تاريخ ، سکهء رايج
در جمهوری
اسلامی
فدائيان
اسلام ، امروز ديگر آن مفهومِ محدودِ سالهايِ بيست را ندارد كه توسط چهار
تروريستِ قشري پايه گذاري شد . فدائيانِ اسلام ، امروز يك جريانِ وسيعِ فكري
است با زير بنايِ مشروعه طلبي و ولايتِ فقيه كه مبتكرِ و بنيانگذار اصليِ آن
شيخ قضل الله نوري ، " پيشوايِ كبيرِ " آن آيت الله كاشانيl
، قهرمانِ آن نوابِ صفوي ، خطيبِ آن حجت الاسلام فلسفي ،
بازويِ مسلحِ آن سپاه پاسداران ، حاكمِ شرعِ آن حجت الاسلام خلخالي و رهبر
آن آيت الله خميني است.
1
2
3
4
5
6
)
|
جلد اول ( پيشگفتار ) - متنِ کامل اگر همين امروز [ سالِ 1356]، در اين لحظاتِ بسيار حساس از تاريخ كشور ما ، برعليه اين جناح [ خمينی ] موضع نگيريم و ماهيتِ واقعي آنرا افشاء نكنيم به جنبشِ خلق و طبقهء كارگر ضربه زده و به آن خيانت كرده ايم ...
|
|
نگاهی به « ميثاق » بنی صدر « برای استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی » و گذشتهء بی افتخار او |
|
|
و. سخن [ فريدون ايل بيگی ] : انقلاب ِ پنجم يا گرئگانگيری دوم فرض کنيم که کس يا کساني سي سال يا چهل سال مزدور يک قدرت باشند . از لباس و پوشاک آنها تا پروتئين سلولهاي بدنشان از اين راه تامين شده باشد . کساني باشند که مصالح ملت خودرا ، افکار و ترديدهاي مشخص خودرا هر بار و هر بار زير پا گذاشته باشد... - برچيده هائي ار : 1- رژيمِ ولايت فقيه ، يک رژيم ضد تثبيت ؛ 2- آنقلاب پنجم يا گروگانگيري دوم |
برچيده هائي از توضيحات ِ فريدون ايل بيگي در کتاب ِ :
"
ما توپاماروها
"
( جلد
ِ سوم )
اين متاسفانه نه فقط نزد ما ، بلكه يك كم در همهء جايِ دنيا بصورت يك عادت
، يك مرضِ مزمن ، يك سنت ، يك مذهب درآمده است : پس ازهزاران سال ، همچنان به
نوحه سرائي و به به گوئي ِ قهرمانان ملي و مذهبي گذشته ميپردازند . ما اين
حرف مسخرهء عده أي را قبول نداريم كه : بايد تاريخ را از عددِ صفر شروع كرد
. نه ، فقط در يك جمله حرف
دراين است كه آن قهرمانانِ شماره ناپذير ( چه
با نام و آوازه ، وچه ناشناس و گمنام ) به اين منظورشقه شقه نشده اند، تويِ
شعله هايِ آتش خاكستر نگرديده اند ، خنجرنخورده اند ، بزيرِ گيوتين نرفته
اند، وحشيانه ترين شكنجه ها را تحمل نكرده اند ، درمقابل
جوخهءآتش قرار نگرفته اتد تا ديگران در مرگشان نوحه و زاري سر دهند يا
به به و چه چه بگويند .
|
|
|
|
|
جنگِ دو رژيمِ حاکم بر ايران و عراق : 1 2- خيراتِ جنگ و مکافاتِ جنگ |
د. قباد ( فريدون ايل بيگي ) : کمونيست ها و ضرورتِ برخورد با دين ناتواني بشر دين را آفريد و دين ناتواني بشررا جاودانه کرد (1) (2) |
|
|
|
| ربودن ناوچهء تبرزين : آخرين دسته گُل « ارتش مکتبی » | وقتی « ايثارگران مکتبی » ماست ها را کيسه می کنند. |