|
سه شنبه 20 شهريور 1386 / 11 سپتامبر 2007 |
![]()
کيهان چاپ ِ لندن ،
5
اکتبر 2000 |
در روزنامهء فرانسوي ِ " لوموند " Le Monde ، در دو نوبت به تاريخ هاي ِ 28 و 30 سپتامبر 2000 منتشر شد .
|
12 سپتامبر 2000 ( 22 شهريور 1379 ) ، فريدون از ميانِ ما رفت...
" رفتن " در انتظارِ همهء ماست ؛ اما رفتن داريم تا رفتن ... و فريدون چه دردمندانه رفت - در تنهائی ترين تنهائی ها ودر فقرِ عظيم...
رفتنی اين چنين ، آدمی را - لااقل مرا- ، از پا می اندازد و بقولِ معروف " کمر می شکاند " ؛ درب و داغان می کند برایِ هميشه ؛ خواب از چشمان می ربايد و زمينگير می کند و در عينِ حال ، جاتی می دهد تا بگويد گفتنی هارا - گفتنی هايش را ... آراد ايل بيگی |
|
برای ديدنِ صفحهء عادی "روزانه ها "، "موش موشک" را در اينجا بفشاريد |
||
|
به تو می نگرم ، به تو ( از مجموعه اشعار ِ " آخرين همسفر " ، تهران ، 1344)
در گذرگاه لحظه های عبث ديگر اشعار : دوستی با تو تنها ... فرياد خاموش گودال عصيان خسته لبخند وسوسه های گريز آخرين همسفر پُل در عظيم خلوت من چوپان افسانهء باد و سرگذشتِ باد به تو که از من هيچ ساخته اي پيام انسان زندهء جاويد مسافر برکه پيغام خاطره به خاطر هيچ زيستن چه شيرين است به تو مي نگرم ، به تو ناشناخته ميهمان مجسمه هاي گوشتي آه! اي خاموش... يکبار ديگر رهگذر کوه مرثيه اي از براي هيچ گريز ِ عبث تنهائي انتظار نالهء يک برگ در رهگذار باد نفرت طرحي برايِ سه سايه مردي که... رفتن ... هستن مرگ در بستر اعتقاد |
|